روایت محمّدرضا حسنی سعدی
سربازان اردوگاه خود را جمع وجور کردند.
نذیر، مسئول داخلی اردوگاه، وسط چهار راه ایستاد. صدای باز شدن درهای ورودی اردوگاه، و به صف شدن سربازان دژبانی، خبر از ورود فرد مهمی داشت. اسرا، از وقت بیرون باش، کمال استفاده را میکردند. دقیقه به دقیقهی هفت ساعت آزاد باش ،در محوطهی اردوگاه مورد توجه و در برنامهریزی لحاظ شده بود. از همه مهمتر، به علت محدودیت محیط و لزوم حفظ توان جسمی، انجام هر فعالیتی مورد استقبال بود و دوستانمان، یکی به همراه همشهری، و دیگری با هم آسایشگاهی خود، قدم میزدند. گفته میشد که هر انسانی باید هفتهای 15کیلومتر پیاده روی کند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: اطلاعات عمومی،
برچسب ها: 8 سال، دفاع مقدس، شهیدان، ایران بزرگ،
ارسال در تاریخ سه شنبه 21 مهر 1388 توسط رضا
تبلیغات